السيد الطباطبائي

181

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

مسئله : آيا در عصر غيبت اگر دربار موضوعى ، نه از قرآن توانستيم حكم آن را تعيين كنيم و نه از حديث ( خواه حديثى وجود داشته ما نتوانستيم آن را بشناسيم و خواه حديثى به دست ما نرسيده ) مى توانيم به عقل خودمان عمل كنيم يا نه ؟ - ؟ اخباريون مى گويند : نه . نمى توان در اين مورد به عقل عمل كرد . بايد آن طرف مسئله را بگيريم كه با احتياط سازگار است . اصوليون مى گويند : بلى در اين مورد مى توان به عقل تنها ، عمل كرد . با تناسب مورد ؛ گاهى به « برائت » گاهى به « استصحاب » ، گاهى به « تخيير » و گاهى نيز به « احتياط » . كه به اصول چهارگانه معروف هستند . دقت شود : خود اخباريان نيز به همين اصول عمل مى كنند ليكن در جائى كه مورد تأييد حديث هم باشد . و لذا براى اين اصول ، دو عنوان داريم : برائت شرعيه ، برائت عقليه . استصحاب شرعيه ، استصحاب عقليه . تخيير شرعيه ، تخيير عقليه . احتياط شرعيه ، احتياط عقليه . فرق نهائى چيست ؟ در سبك و روش اخباريان ، عرصه كارى و سهم احتياط از موارد ، بيش تر مىشود . و در سبك و روش اصوليان عرصه كارى و سهم سه اصل ديگر بيش تر مى گردد . براى نمونه : كتاب شرح لمع مرحوم شهيد ثانى اصولى را با كتاب حدائق الناظر مرحوم بحرانى اخبارى ، صفحه به صفحه و مسئله به مسئله مقايسه كنيد و تعداد اختلاف فتواى اين دو شخصيت را بشماريد . آن گاه همان شرح لمعه اصولى را با جامع المقاصد مرحوم كركى اصولى ( هر دو اصولى ) را با همديگر مقايسه كنيد ؛ موارد اختلاف را بشماريد . ببينيد اختلاف ميان اين دو ، با موارد اختلاف آن دو ، چقدر فرق دارد . مگر علماى اصولى و اخبارى ما چه قدر با هم فاصله دارند تا به صورت دو آئين ، يا دو فرقه ، يا دو نوع دين شناسى ، قلمداد شوند ؟ ! بنده به عنوان يك طلبه اصولى ( كه اصولى هستم )